تبليغاتX
یار دلنواز
 

یا حی و یا قیوم

 

جناب پرزیدنت اوباما : نامش خلیج فارس است

خواهش میکنم رویاهای یک ملت را لگد نکنید

 

 

۱۱ اکتبر سال ۲۰۰۹

جناب آقای پرزیدنت اوباما،

نخست مایلم از این فرصت استفاده کنم و دریافت جایزه ی صلح نوبل را به شما تبریک بگویم. به راستی امیدوارم این جایزه پیام شما را به قلب و ذهن هایی که با نفرت و شهوت قدرت مهر شده اند، برساند.

من آرش حجازی هستم. شاید اسم مرا قبلا شنیده باشید، من همان پزشکی هستم که سعی کرد ندا آقاسلطان را نجات بدهد، دختر جوانی که در تظاهرات مسالمت آمیز علیه تقلب در انتخابات ایران کشته شد، همان زنی که شما دو بار در سخنرانی های خود در چهار ماه گذشته به او اشاره کرده اید. من همان کسی هستم که کشورش را ترک کرد تا به خشونت مطلق و بیدادی که به مرگ دختر بیگناهی که گلوله ی نیروهای بسیج به سینه اش اصابت کرد و آن قدر از او خون رفت تا جان سپرد، شهادت بدهد.

آقای رئیس جمهور، وقتی ندا مرد، من آنجا بودم. من کاری کردم تا تمام جهان آن نگاه پیش از مرگ را در چشمان او ببیند. من درباره شرایط مرگش شهادت دادم تا هر مستبدی در جهان بداند که همواره کسی شاهد است. ندا آنجا به دلیلی مرد؛ برای یک رویا، زمانی که تمام رویاها برباد رفته بود. مرد تا عزت را به سرزمینی برگرداند که یکی از منفورترین حکومت های جهان را داشت. سعی کرد به دنیا نشان بدهد که ایران فعالیت های هسته ای و تروریسم و بنیادگرایی نیست، بلکه به معنای باور داشتن به رویاها، شجاعت، عزت، عشق بی قید و شرط و پرداخت هر بهای لازمی برای یک قدم نزدیک تر شدن به آزادی است.

مرگ ندا خلوص ملتی سه هزارساله را بار دیگر به جهان نشان داد.

از زمانی که درباره مرگ او شهادت دادم، همه چیزم را از دست داده ام، شغلم را، زندگی آبرومندم را در ایران، امنیت خانواده و خودم را، کشورم را، و حالا در این دنیای بزرگ تنهایم، بدون پول، بدون شغل، با خانواده ای که باید سرپرستی کنم. اما از کارم پشیمان نیستم و اگر زمان به عقب باز می گشت، باز هم همین کار را می کردم؛ هرچند جهان آن نگاه بی گناه را در چشم های ندا دید و هیچ نکرد. میلیون ها نفر اشک ریختند، اما هیچ کس کاری نکرد. مثل همیشه، همه نظاره کردند، مستبد را نفرین کردند، شهید را دعا کردند، اما هیچ کس قدمی برنداشت تا از ملتی حمایت کند که زادگاه نخستین اعلامیه حقوق بشر بود.

اما این نامه را به این قصد نمی نویسم که از شما بخواهم کاری بکنید. نه، مردم ایران بدون درخواست کمک از هیچ مقامی در دنیا، می جنگند و آزادی شان را به دست خواهند آورد. آنچه مرا ناچار به نوشتن می کند، این است که اگرچه به کمک کسی احتیاج نداریم، سپاسگزار می شویم اگر دنیا حقیقت را مخدوش نکند.

ندا نه به خاطر یک کشور، که برای رویایی به نام ایران جان داد. یکی از مهم ترین نمادهای ایران در قلب ایرانیان، خلیج فارس است، خلیجی زیبا در خاور میانه که در سخنرانی تان آن را “خلیج” نامیدید.

آقای رئیس جمهور،

خلیج فارس در قرن پنجم پیش از میلاد از سوی داریوش بزرگ و هرودوت خلیج فارس خوانده می شد؛ نیز در قرن دوم پیش از میلاد از سوی کلودیوس پتالمائوس، و در قرن اول میلادی از سوی کینتوس کورتیکوس روفوس. نام رسمی آن هنوز “خلیج فارس” است. سازمان ملل دو دستورالعمل صادر کرده است که در آن از دولت ها خواسته است که برای نامیدن این خطه آب، فقط از نام “خلیج فارس” استفاده کنند.

اشاره به ندا در سخنرانی شما برای ایرانیان دلگرم کننده بود؛ اما وقتی واژه “فارس” را از خلیج فارس حذف می کنید، رویاهای ندا و ملتی را لگد می کنید که چیزی جز عزت و رویاهایشان برایشان نمانده است.  مطمئنم شما قصد ندارید ملتی را از آنچه به حق متعلق به اوست، محروم کنید.

من همه چیزم را به خاطر یک رویا از دست داده ام و بر این باورم که شما، آقای رئیس جمهور، از معدود دولتمردان دنیا هستید که هنوز به رویاها باور دارند.

به شما درود می فرستم و در سفر درازی که در پیش دارید، برایتان آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم شما نیز برای ملتی که با چنگ و دندان، در میان خون عزیزانش می کوشد خود را به رویایش برای آزادی و برکت نزدیک کند، آرزوی موفقیت داشته باشید.

با احترام،

آرش حجازی

بر گرفته از سایت رسمی آرش حجازی

آرش حجازی  کلیک کنید

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 20:50  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

پیوند ایمان ، عقل و مسئولیت

 

نشسته ام در حسینیه ارشاد ، آنجا که سالهاست قلب جریان نواندیشی دینی

 است.بین خرافه و ایمان مرز می کشد و " شیعه " را علوی تصویر میکند.

 

شیعه باید در برابر باطل علیرغم هر مصلحتی ولو به قیمت جانش " نه "

 بگوید. آنچنان که علی (ع ) گفت.*

 

در تقویم های ما یک تعطیلی رسمی است به نام مردی که نوشته اند بنیان

 گذار همین " شیعه بودن " است. نه بنیانگذار که احیاگر

 

جمله هایش را میخوانم که گفته است :

کسی که تعقل نکند.... رستگار نمیشود .

 میان ایمان و کفر جز کم عقلی نیست.**

 هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمند تر از دانایی نیست.

 

 

در تقویم ها روزی است به نام مردی که پیوند نا گسستنی ایمان و عقل و

 مسئولیت را جاودان کرده ، به نام جعفربن محمد علیه السلام . امام ششم

 و انگار روزهای آمدن و رفتن مردان بزرگ ، بهترین روزهای اندیشیدن

 است و عشق ورزیدن ......

 

*مسئولیت شیعه بودن ، دکتر علی شریعتی

 ** اصول کافی

 

نویسنده – محبوبه حقیقی

 هفته نامه چلچراغ

 

سالروز شهادت امام جعفر صادق ( ع ) بر دوستداران خاندان

اهل بیت تسلیت باد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 13:18  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

ماه مهر ..........

 

خزان زرد ........

 

دل سبز .........

 

همچون بهار

 

 

خاتمی عزیز

 

تولدت مبارک

 

این شعر را یکی از شاعران انجمن ادبی سبز ایران به موج سبز آزادی

تقدیم کرده است

 

هیچ پروانه‌ای آزاد نباید باشد

 

 هیچ پروانه‌ای آزاد نبایـــــــــد باشـــــــــد
دل هیچ آینه‌ای شاد نبایــــــــد باشـــــــــد 
 

مصلحت نیست بجز آنچه که من می‌گویم
گفته‌های دگران یاد نباید باشــــــــــــــــــد 
 

بهر تحسین و دعاگویی من آزادیـــــــــــد
به جز این گفته‌ای آزاد نباید باشــــــــــــد 
 

می‌توانید سخن‌های مرا داد زنــــیــــــــــد
بعد از آن رخصت فریاد نباید باشــــــــــد 
 

می‌توانید چو من جملگی اندیشه کنیــــــد
دیگر اندیشه‌ای آزاد نبایـــــــد باشــــــــــد 
 

می توانید مرا دوست بداریـــــــد ولــــــی
میل شیرین به فرهاد نباید باشـــــــــــــــد 
 

زرد باشید چو پاییز در این دولت "مهر"
سبز چون دولت "خرداد" نباید باشــــــد 
 

زود بر هر چه که زیباست بپوشید نقاب
ذره‌ای حسن خداداد نباید باشـــــــــــــــد 
 

هر دلی را که تپنده است در آرید زجـــا
عشق در سینه افراد نبایـــد باشــــــــــد 
 

پای بر خاک مکوبید به گـــــاه مـــــردن
گرد بر چهره جلاد نبایــــــــد باشـــــــــد 
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 5:32  توسط ستاره | 
 

 

یا حی و یا قیوم

                            

 

 

عطاء‏الله مهاجرانی مردم و جوانان شیراز را به حمایت از آیت‏الله

دستغیب دعوت کرد

"در برابر این اطلاعیه، وظیفه مردم شیراز و جوانان شیرازی و دانشجویان است که باز هم مثل همان سال ها مسجد آتشیها را که امروزه رونق بسیاری یافته است، با حضور خود سرشار از گرمی و حماسه کنند. بگذاریم صفوف نماز جماعت مسجد آتشیها تا کوچه و خیایان امتداد یابد. تا همه بدانند، روحانی شجاع و حقیقی که از مردم و آزادی و عدالت حمایت می کند تنها نمی ماند."


 

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها...

"مسجد اتشیها" در نزدیکی شاهچراغ، به قول شیرازی ها سردزک، مسجدی بود کوچک، اما گرم و سرشار از حضور جوانان. آیه الله سید محمد علی دستغیب امام جماعت مسجد بود و مسجدش کانون حضور جوانان. برای ما دانشجویان آن روزگار

آیه الله دستغیب نشانه ای از همان صمصیت و صداقت و یکرنگی و وفایی بود که از دین و آیین انتظار داشتیم. صدایی آرام و نگاهی مهربان. انقلاب با شعار آزادی و عدالت آغاز شد و آن شعار ها در ساختار قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی  به گمان ما شکل گرفت.

بسیاری به علت یا دلیل موقعیت تازه ای که در حکومت یافتند، اندک اندک از آن  شعارها کمتر دم زدند و یا دم فرو بستند. مصلحت نظام مثل جذام ریشه های ان شعار ها را بلعید و هل من مزید زد. جای آرمان، مصلحت نشست و جای ارزشهای  دینی، حفظ نظام ارج و اعتبار پیدا کرد. مثل همه انقلاب ها، حقیقت انقلاب در برابر واقعیت ها تسلیم شد. آرمان تبدیل به کابوس شد.

مثل همه ما که در برابر کشتار جوانان در سال 1367 ساکت ماندیم. گمان میکردیم شرایط جنگ و تهدید خارجی می تواند مجوزی برای چنان جوان کشی باشد، که در تاریخ ما کمتر نظیری برای آن می توان یافت. آن روز ها تنها یک صدا از سراسر مسئولان کشور و نظام برخاست. صدای آیه الله منتظری، به جوان کشی اعتراض کرد، و از موقعیت سیاسی که داشت برکنار شد. در برابر اقدامی که او کرد آن موقعیت سیاسی که ارزش و اعتباری نداشت. به تعبیر امام علی علیه السلام حکومت برای احقاق حق است و گرنه بی بها تر از آب بینی بز است!

به قول مولوی:

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

شنگینک و منگینک! سربسته به زرینک

آیه الله منتظری برای نسل ما و نسل هایی که از راه می رسند، یک حجت است. حجتی که با صدای رسا می گوید، می توان در برابر ستم ایستاد و کلمه حق را بر زبان آورد. امروز دیگر صدای آیه الله منتظری- که به تعبیر دقیق و به هنگام دکتر بشیریه، رهبر معنوی جنبش سبز ملت ایران است- تنها نمانده است. صدای آیه الله سید جلال طاهری در قم و صدای ایه الله سید علی محمد دستغیب درشیراز بازتاب هایی از همان فریاد است. این صدا از ژرفای فطرت دینی و انسانی می جوشد. کدام فطرت انسانی ست که ستم را می پذیرد و بدتر از آن توجیه کننده ستم و سرکوب می شود؟

اطلاعیه ای دیدم که عده ای نامه ای به مقام رهبری نوشته اند و از سخنان آیه الله دستغیب برائت جسته اند. آن نام و نشانها که گروه نخستش ائمه جمعه هستند که تماما کارمندان دفتر رهبری محسوب می شوند. گروه دوم فرماندهان سپاه هستند که برخی از آنان با دین و انقلاب در همان مسجد آتشیها و از طریق ایه الله دستغیب اشنا شدند. گروه سوم هم مسئولان دولتی... به تعبیر قرآن مجید: فاما الزبد فیذهب جفاءا و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض( رعد/17) کف ها به کناری می رود و چهره صاف و تابناک آب پدیدار می شود. 

در برابر این اطلاعیه، وظیفه مردم شیراز و جوانان شیرازی و دانشجویان است که باز هم مثل همان سال ها مسجد آتشیها را که امروزه رونق بسیاری یافته است، با حضور خود سرشار از گرمی و حماسه کنند. بگذاریم صفوف نماز جماعت مسجد آتشیها تا کوچه و خیایان امتداد یابد. تا همه بدانند، روحانی شجاع و حقیقی که از مردم و آزادی و عدالت حمایت می کند تنها نمی ماند.

در اصفهان پیش از انقلاب، امام جمعه رسمی که نماز می خواند، مامومینش چهار پنج نفر بیشتر نبودند. نماز جمعه آیه الله طاهری در مسجد حسین آباد غلغله جمعیت بود و نیز نماز جمعه آیه الله غروی در خارج شهر اصفهان در کارخانه چوب بری!

آیه الله دستغیب از ستارگان سبز جنبش ملت ایران است. در برابر تنگناهایی که نظام برای ایشان ایجاد می کند، و این اطلاعیه بروشنی نشان داد که در پس چنین کاری سرانگشت دستگاه های اطلاعاتی و نظامی پدیدارست. وظیفه ماست آیه الله دستغیب را یاری کنیم. با همان نمازی که در مسجد ایشان برگزار می کنیم....با حضورمان می گوییم که او تنها نیست و نویسندگان آن نامه ماموران معذورند.

برگرفته از: جنبش راه سبز / عطاالله مهاجرانی

پی نوشت - از وب سایت  موج سبز آزادی

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:42  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

کودتا با پیتزای سبزیجات

جواد بودن خود بخود یک مشکل اساسی است.

به قول یکی از دوستان، جواد اصولا آدمی است که لباس های ده سال قبل را می پوشد، حرف های بیست سال قبل را می زند و مثل سی سال قبل فکر می کند. البته من تردیدی در عقل و هوش هیچ لاریجانی بخصوص جوادشان ندارم. واقعا معتقدم که همین جواد لاریجانی یک زمانی برای خودش آدم در خور اهمیتی بوده است، حتی در اواخر یخبندان دوم زمین شناسی نزدیک بود برنده جایزه المپیاد ریاضی محله شان هم بشود. منتهی هیچ چیز بدتر از این نیست که میان مغز آدم و زبان آدم مانع وجود داشته باشد. مثلا فرض کنید مانعی مثل میز، یا مانعی مثل گذشته، یا مانعی مثل دولت یا مانعی مثل قدرت. همین می شود که یکهو یک آدم عاقل باهوش تبدیل می شود به کسی که ساده ترین مفاهیم را نمی فهمد یا می فهمد و انکار می کند.

البته من خیلی هم از اینکه دانشجویان دانشگاه لاریجانی را هو کردند و سر کلاس درسش شعار دادند و در یک جای دیگر از سر برنامه اش بلند شدند و رفتند بیرون مخالف نیستم، چون وقتی آدمی حرفی می زند که با عقل خودش هم جور در نمی آید، طبیعتا مردم که علاف نیستند، به چنین حرفی گوش کنند. ممکن است عده ای عصبانی باشند و بگویند که باید محکم زد توی سرش، ولی این کارها که مال جنبش سبز نیست، جنبش سبز مخالفت می کند، شعار می دهد، هو می کند، سالن را خالی می کند، ولی کتک زدن مال برادران ..... است که نباید در حوزه مسوولیت آنها دخالت کرد. آخر این چه حرفی است که لاریجانی امروز زده است که " دولت کودتا دولت موسوی بود که شکست خورد."؟ حالا جواد لاریجانی نه، ولی حتی اگر کوچک زاده هم این حرف را زده بود، آدم انتظار نداشت، اگرچه در مورد کوچک زاده آدم باید هر حرفی را انتظار داشته باشد.

به نظر من قبل از دقت کردن به این حرف لاریجانی باید به چند سووال جواب بدهیم.

اول، دولت کودتا دولتی است که با کمک تعدادی نظامی قدرت را تغییر می دهد. اگر موسوی کودتا کرده، پس چرا هیچ قدرت نظامی ندارد؟

دوم، اگر منظور از کودتا کردن همان شرکت کردن در انتخابات است، این جمله باز هم غلط است، چون موسوی در انتخابات هم شکست نخورد.

سوم، احتمالا منظور جواد لاریجانی از کودتا انقلاب است، با این همه باز هم اشکال وجود دارد، چون اولا کودتا با انقلاب فرق دارد، ثانیا موسوی انقلاب نکرده بود، ثالثا آن کاری که موسوی کرده بود، حالا هرچی اسمش باشد، حداقل تا روز قدس شکست نخورده است.

چهارم، دولت موسوی برای شکست خوردن، باید اول وجود داشته باشد، این چه دولتی است که رئیس جمهورش قبل از انتخابات بیست سال توی خانه اش نقاشی می کرد و بعد از انتخابات شش بار از خانه اش خارج شده است؟ و اگر دولتی شکست بخورد حداقل معلوم می شود که این دولت شکست خورده وزیری داشته، سخنگویی داشته، اصلا این دولت موسوی کجا بود که کودتا کرد؟

پنجم، حالا فرض کنیم موسوی دولت داشته، ارتش هم داشته، کودتا هم کرده، کودتا هم که سخنرانی و برداشتن روسری در ملاء عام و شکستن شیشه مردم نیست، یک اقدام خطرناک است، چرا این کودتاچی شکست خورده را نمی گیرید؟ تازه محافظت این کودتاچی دست خود سپاه هم هست، بیانیه هم می دهد.

ششم، حالا فرض کنیم که دولت موسوی کودتا کرده و شکست هم خورده، چرا این نظامیان کودتاچی را که شکست هم خورده اند معرفی نمی کنید؟ مگر کودتا هم تعارف دارد؟ یک دفعه دیدید این آدم خطرناکی که کودتا می کند، فردا شوخی شوخی شیشه خانه مردم را هم شکست، آن موقع چکار می کنید؟ و از اینها گذشته این آدمی که کودتا کرده چرا همه نظامیان کودتاچی اش یا فیلسوف اند، یا استاد جامعه شناسی و علوم سیاسی؟ البته چشمش کور، دنده اش نرم، آدمی که با یک مشت فیلسوف و هنرمند و شاعر و استاد دانشگاه کودتا کند، حق اش همین است که روز قدس، سه ماه بعد از شکست کودتا مردم بیایند خیابان و طرفداری اش را بکنند.

هفتم، فرض می کنیم موسوی یک دولت داشته و آن دولت هم کودتایی کرده و شکست خورده، چرا طرفداران کروبی که تا روز قبل از کودتا با موسوی مخالف بودند و در کودتا شرکت نداشتند، می گیرید؟

هشتم، قبول! شما درست می گوئید! و کودتاچی را هم باید تا ته مجازات کرد؟ اولا چرا بعضی از کودتاچیان را ول کردید؟ و بعضی دیگر را هم ول می کنید؟ وسط خیابان قر ندادند که مثل خردادیان یک تعهد بگیرید و ول شان کنید، کودتا کردند، حداقل سران کودتا را مجازات کنید تا کسی جرات نکند دیگر کودتا کند.

نهم، تا آنجایی که ما از شب قبل از کودتا یادمان است، این آقای مهندس موسوی یک کت و شلوار شیک پوشیده بود، دست زنش را هم گرفته بود، یک شال سبز هم انداخته بود گردنش، گل می گفت و گل می شنید. آخر جان مادرتان! تا حالا کدام کودتاچی شب کودتا با زنش می رود کودتا کند؟ این محمود احمدی نژاد یک کودتا کرده، الآن شش ماه است در تهران با هلی کوپتر می رود یک جایی و در نیویورک هم از در پشتی هتل وارد محل اقامت می شود.

دهم، از همه مهم تر، کودتا عملی است که تعدادی نظامی انجام می دهند تا قدرت را از دست یک دولت قانونی بگیرند، اگر شصت درصد مردم متهم اند، هفتاد درصد حکومت در کودتا مشارکت داشتند، تمام جهانیان با کودتا موافقند، دانشگاهها همه شان طرفدار دولت کودتا هستند، همه هنرمندان و روزنامه نگاران کودتاچی هستند، یعنی هفتاد درصد ملت و حکومت، می خواهند علیه آن سی درصدی که اسلحه دارد، کودتا کنند، این که دیگر اسمش کودتا نیست. هر چی می خواهید اسمش را بگذارید، اصلا بگذارید بادمجان، یا پیتزای سبزیجات، ولی اسمش را کودتا نگذارید.

 

طنزی از ابراهیم نبوی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 18:40  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

تولد رئیس جمهور عزیزمان میرحسین موسوی را به جنبش سبز تبریک می گویم

 

 

بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد:

میرحسین موسوی: خشونت چاره‏ساز نیست

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.
 
سبز باشید و سرفراز
 
در این آدرس کلیک کنید     موج سبز آزادی 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 22:51  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

به یاد دارید مجلس تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری را که با رای ۲۴ میلیونی

و مشارکت مشتاقانه ۸۵٪ مردم انتخاب شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

اینک باز هم ببینید هئیت های ۱۸۰ کشور جهان را که با اشتیاق به سخنان

پرشور رئیس جمهور منتخب و محبوب مان !!!!!!!!!!! گوش می دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 19:7  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم

 

 

سبز در سبز

دوباره ریشه‌ی این زخم، قلب تهران است
تمام فلســـفه‌ی درد، راه درمان اســـــت

هنوز تیره‌ی جلاد، منقرض نشده است
هنوز كشتن و اعدام رسم انسان است

وطن! ببین كه در این روزها پس از سی سال
دوباره عاقــــبت انتــــقاد، زنــدان اســـــــــت

دوباره قیمت بازار دســـــــتمان آمد
كلام راست گران و دروغ ارزان است

در این عدالت موهوم و عدل بی‌انصاف
تمام هیزم این كوره، جان انسان است

ولی برای همـین مردم اینك "آزادی"
نه آرزوی محال و نه گنج پنهان است

رئیس منتصب! ارباب! جانشــــین خدا!
بدان تو هیچی و ایران هنوز ایران است

گمان مكن كه پس از چند سال آزادی
تحمل خس و خاشاك راه، آسان است

برای قفل دهان‌ها شكنجه كافی نیست
شكنجه‌های تو كم، دردها فراوان است

گمان كه آب مشوش، دوباره ساكن شد
هنوز ماهیت این سكوت طوفان اســــت

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 5:59  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم       

 

یادداشت وارده انتقادی و قابل تامل

 

تا روز قدس 

روی شعارهایمان تامل کنیم

 

این روزها در تراکتها و پوسترهایی که برای روز قدس سبز پخش می شود، شعاری به چشم می خورد که شاید در نگاه اول به نظر بیاید ماهیتی اعتراضی و وطن دوستانه دارد: "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران"! اما بیایید کمی بیشتر روی آن تأمل کنیم.


 

روز قدس سبز، روزی تاریخی و یک فرصت ناب برای جنبش سبز است تا سوالی اساسی را پیش روی جهانیان قرار دهد: دولت کودتا که حقوق مردم سرزمین خود را پایمال می کند، چه حقی دارد که ژست دفاع از حقوق مظلومان فلسطینی را بگیرد؟

بنابراین ما روز قدس می رویم تا این حق طلبی دروغین کودتاچیان را افشا کنیم.نه این که به آنها فرصت تازه ای بدهیم تا خود را مدافع و ما را مخالف مظلومان فلسطین نشان بدهند! نه این که فرصت تازه ای به آنها بدهیم تا در رسانه هایشان، خود را قهرمان دفاع از حقوق مظلومان معرفی کنند و ما را لابد مزدور اسرائیل!

البته شکی نیست که مدافعان این شعار، چنین نیتی ندارند که بخواهند مظلومیت فلسطینی ها را نفی کنند. اما خواه ناخواه عبارت "نه غزه، نه لبنان" این معنا را به ذهن شنونده متبادر می کند که گویا کودتاچیان واقعاً طرفدار مظلومان فلسطین و لبنان هستند و ما مخالف آنها هستیم. این دقیقاً چیزی است که کودتاچیان می خواهند و در انتظار آن کمین کرده اند تا به بهانه آن، جنبش سبز را به صهیونیسم و ... وصل کنند.

به خبر ویژه روزنامه‌ی کودتا در تاریخ 23 شهریور با تیتر "توصیه رادیو اسرائیل به اصلاح طلبان" توجه کنید: "سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي در آستانه روز جهاني قدس، شعار تظاهرات را اعلام كرد. سايت همدمي نوشت: مردم ايران جمعه آينده در روز جهاني قدس فرياد خواهند زد نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران!"

اما با هوشیاری ما این حربه از دست کیهانیان بیرون خواهد آمد. پیام روشن ما در روز قدس سبز خطاب به کودتاچیان این خواهد بود: این ما هستیم که در کنار مظلومان جهان ایستاده ایم. نه شما.

بی شک سبزها قادرند تا روز جمعه با خلاقیت خود دهها شعار زیبا بسازند که حاکی از همبستگی مردم مظلوم ایران با مردم غزه و تمام مردم مظلوم در تمام جهان باشد. و این چیزی است که معادلات کودتاچیان را به هم خواهد زد و خوابشان را آشفته خواهد کرد.

 پی نوشت: برگرفته از سایت http://www.mowjcamp.25u.com/article/id/30689

 

 

هم غزه .......

هم لبنان .........

جانم فدای ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 18:42  توسط ستاره | 
 

یا حی و یا قیوم             

                                                                         

همبستگی وبلاگ نویسان سبز

یکی از دوستان وبلاگ نویس آزادی خواهم که وبلاگهایش به نشانی های:

http://www.kabk22.blogspot.com/

 http://www.kabk22.blogfa.com/

فیلتر شده ازمن خواست تا آدرس وبلاگ جدیدش رو خدمت شما

دوستان سبز اندیش معرفی کنم:

در ضمن لینک وبلاگ ایشان در لیست پیوندهایم قرار دارد.

۞۞۞ ایران بعد از انتخابات ۞۞۞ کبک آگاه است اینجا کلیک کنید.
www.kabk22.blogsky.com   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 7:6  توسط ستاره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من دلشده، این ره نه بخود میپویم

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
پیوندها
بیکران
شانه به سر
صدای آسمان
آوای نیستان
کلبه من
خلوتکده
دست نوشته های یه دختر زشت
** قاصدك **
***قاصدك آدينه***
تجلی یار
شعر و ترانه هاي بيد مجنون
ضریح مقدس
مه گرفته
عشق ،دوستي،صداقت،مهرباني و شعر....
مناجات
رویاهایی از جنس نور
«» آتشكده شب«»
در حضور
آنچه آموختم ز استادم
باغ آسمان چقدر دیدنیست
هومیوپاتی
شعر و شراب و یک بوسه ناب
عرفان لینک
دوستي با مرگ
آدمي چه خوب باشه چه بد باشه ، مسافره
زمزمه عشق
رقص حضور
از فراز ابر تا ژرفای دریا بیاموز(باد سوار)
عاشقانه های نیما
دلخون دلنوشته
دوستی
چراغ عشق سبز
وبلاگ تخصصي جستجو و نجات
سليمان 27
خدای نزدیک
از دوشنبه تا تهران*نوشته های رستم عجمی
ترنم خدايي
گفته هایی از نگفته ها
**غريب**
يكي از شاگردان آيه الله ابطحي
صدا کن مرا...صدای تو خوب است
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است
یه جورایی
دنیای زود گذر
یک عاشق می نویسد
نبض مرده
دل نوشته هایی برای تو
بی قلم (ادب و هنر)
دوستداران امام علی(ع)
نسیم تنهایی
هوای گریه
زلف یار
اسیر خاک
همای رحمت
سرگرمی و لطیفه
پروانه سوخته
شوق رضوان
دنیا بازار
فرزانه عشق
روزگار
شبنم عشق
سوگند نیک**
ساده بیا
خسته و در بدر شهر غمم
نمی از يم عشق
خدا همین نزدیکی است
بی تو بودن کار من نیست**
فاصله ها
معراج
غزل بامداد
درد دل
در آغوش خداوند
ودانتا
حرفهای ناگفته ام
خبر بزرگ
با تو میگویم
رقص گلها
قفنوس و درد دل با امام زمان
موهبت(غریب آشنا)
زیتون
شبهای بی ستاره
غوغای عشق در دفتر عشق
راهجو
ستاره ای بر فراز جنگل
هنر های چوبی
محفل فاطمیون اراک
منتظران ظهور
پرواز
پس از باران
بر پا کننده عدالت
** ساز خدا **
هیات روضه
یادداشت
ستاد 88 كرج
شبانه هایم با او
*سایه ی حقیقت*
"" عبور از راه بی نقشه ""
هیئت محبین الائمه شاهرود
یاد یار
صدای خسته
گنجینه حکمت
انتخابات ریاست جمهوری
مدیریت موفق
انس با قرآن
مردان خدا.......کمی درنگ
حرف دل
آسمان.....دل تو
آلاچیق عشق
راه ده ای یار مرا
دختر ایران زمین
فانوس
خواب و رو یا
باغ سیب
وداع
قصه های خدا
به کدامین وفا یادت کنم
السلام علیک یا قمر بنی هاشم
سنگ صبور
طلوع آبي
وبلاگ رسمي عبدالرضا ناصري
بانوي بي نشان فاطمه زهرا (س)
طنز و مطالب جالب و خواندني
مديون خدا
يادداشت هاي يك وبلاگر(مجيد)
اتل و متل های قشنگ
ذاتما
رد پای خدااااااااا
قدرت تفكر و انديشه
دنياي ال.ان.پي
وبلاگ تخصصي جستجو و نجات
مرگ گلبرگ هاي مريم
جامعه
صهباي رضوان
حامي مير حسين با شعر
سيد محمد رضا هاشمي زاده
غروب جنگ
دفتر خالي
آب و آتش ( دل نوشته )
* آسمان آبي خدا
22 خرداد
ایران سبز
::: ایران بعد از انتخابات :::
وبلاگ نویسان سبز خوزستان
جنبش سبز ملت ایران (خبری تحلیلی)
روزگار ( گفتمان )
ایران سبز
خبر رسانی لحظه به لحظه
درود بر یار خاتمی
اراک سیتی-حامیان همیشه سبز
خدا و اسلام
دو اصلاح طلب نوجوان
ورق پاره های زندان
خاک سبز
ایرانی سبز ، ایرانی متحد
شوق رهایی پرنده را ........
رای من کجاست ؟
سرزمین سبز من
تنهایی ، آزادی
یکی از خس و خاشاک
ندای سبز ما
سر زمین سبز من
;;;سیاست ایرانی-ایران سیاسی:::خبرنامه سیاسی تحلیلی
""خبرنامه روزانه شهرستان ری""
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
تراژدی دموکراسی
موج سبز
دهکدهء نو ( دیار سبز )
نسل سبز
خس و خاشاک
تراژدی دموکراسی
وبلاگ رسمی پیام همدانی مجرد
کیمیای هم راهی
متولد ماه مهر(ترازوی عدالت)
حزب خر
فردا سبز است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM